لبخند را قاب گرفتم و به صورتم آویختم!!!
حالا با خیال راحت میتوانم بغض کنم...
.jpg)
[
] [ ] [ setareh ][ ارسال نظر(0) ]
زندگیم بدون تو...تو از قبله من گرفتی خدا رو...کجایی ببینی یه شب حال مارو؟کجایی... |
لبخند را قاب گرفتم و به صورتم آویختم!!! حالا با خیال راحت میتوانم بغض کنم...
[ ] [ ] [ setareh ][ ارسال نظر(0) ] باور کن... خیلی حرف است... که وفادار دست هایی باشی که هیچوقت لمسشان نکردی...
[ ] [ ] [ setareh ][ ارسال نظر(0) ] همیشه حرارت لازم نیست!گاهی از سردی یک نگاه میتوان اتش گرفت...........
[ ] [ ] [ setareh ][ ارسال نظر(1) ] یهو دلم خواست بیام یه چیزی بگم! دوستت دارم! با اینکه میدونم تو هیچ وقت نمیخونی و حتی همین الآنم به چیزای دیگه فکر میکنی!بدون اونکه بدونی من,ستاره,الآن,تو این وبلاگ... بهت گفتم دوستت دارم! البته نه برای اولین بار!!! نه عکس واسه این پست میذارم و نه عنوان! بدون عنوان بهتره... [ ] [ ] [ setareh ][ ارسال نظر(2) ] هنوز نیامده ای خداحافظ ؟! تقصیر تو نیست ، همیشه همین گونه بوده... برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم...
[ ] [ ] [ setareh ][ ارسال نظر(0) ] دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم "چامه و چکامه" نیستند تا به "رشته سخن" در آورم نعره نیستند تا ز "نای جان" بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی ست دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی که رنگ روی آستینشان مردمی که نامهایشان جلد کهنه شناسنامه هایشان درد می کند! من ولی تمام استخوان بودنم لحظه های ساده سرودنم درد می کند! انحنای روح من شانه های خسته غرور من تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است کتف گریه های بی بهانه ام بازوان حس شاعرانه ام زخم خورده است...
[ ] [ ] [ setareh ][ ارسال نظر(0) ] این عصرهای بارانی ِ بهاری ، عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد …! گـوئـی … تـو اتـفاق می افـتی؛ و مـن دچـار می شـوم …
تـمام ” مــن” دارد “تـــو” می شـود … بـاور مـی کنـی؟
[ ] [ ] [ setareh ][ ارسال نظر(0) ] تمام اثاث خانه ام را فروختم جز یک صندلی... شاید روزیکه برگردی خسته باشی!!!
[ ] [ ] [ setareh ][ ارسال نظر(0) ] درونم غوغاست... ساده میشکنم ، با یک تلنگر کوچک... این گونه نبودم شدم!!!!!
[ ] [ ] [ setareh ][ ارسال نظر(1) ] |
|
|
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir ] |